شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم ان عاشق دیوانه که بودم
در نهان خانه جانم گل باغ تو درخشید عطر صد خاطره پیچید
یادم اید تو به من گفتی ازین عشق حذر کن
لحظه ای بیش درین باغ گذر کن
اب ایینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است ........
برچسب:
نویسنده: علی یزدانی