الان پدر محمود از غصه مريض شده و از بس از زابل أمد زاهدان خسته شد همه ما فقط بهش اميد ميدهيم مادر محمود چشمانش ديگر خوب نميبينند و همه در حزن فرو رفته أند بخدا سخته من بخوبي از خانواده هاي ديگر دوستان خبر ندارم ايا أنصاف است اين همهخانواده را نگران كرده أيد من در اين مانده ام كه چرا بايد بخاطرخواسته شما را دايي بيچاره من اينگونه بدبختي بكشد و اسارت تحمل كند
برچسب:
نویسنده: علی یزدانی
تاريخ: پنجشنبه
29 آذر
1397 ساعت: 22:46