و دیگر صدای بازی کودکان در کوچه ها گم شده
گویی همه یادشان رفته چه بازی بکنند
بزرگان همه به تماشای گذشته گرم پای دیدن روزگار نشسته اند و با اهی سنگین همچون نواری ضبط شده زیر گردش سختی ها همه چی را از بر میخوانند
چرا چنین شد .
ما در سرای شدیم ورای سرای خویش
ما فراموش کار شدیم و محبت را نیز به فراموشی سپردیم
خریدار شدیم و فروشنده
میخریم انچه ضرر دارد و میفروشیم انچه را که بودنش برای ما فایدست
ما پیری میخریم به ازای جوانی و میفروشیم سلامت به ازای درد
درد میخریم بلکه روزی سود کنیم غافل ازینکه هیچ کس غیر از خودمان خریدار درد نبود
برچسب:
نویسنده: علی یزدانی